تبلیغات
شعر های عمو پورنگی - ماه غم
 

دوباره ماه غم اومد/ ماه پر از ماتم اومد

دوباره چشما گریونه/ غم تو چشا فراوونه

دوباره باید بشنوم صدای هق هق مامان / وقتی خودش رو میکنه، زیر چادر سیاش پنهان

از مادرم که پرسیدم دلیل ناراحتیشو/ در حالی که پاک میکرد، اشکای رو گونه هاشو

شروع کرد و بهم گفت ، از امام خوبمون /از امامی مهربون ،حافظ این دینمون

از امامی که رفتش با شجاعت تمام / به جنگ با کافران، مردمانی بد نام

از کودکی شش ماهه که کشتنش کافرا / مگه چه گناهی داشت این کودک بی دفا

از یه مرد پهلوون برام گفتش مادرم / یه مرد با اراده ،میخوام قربونش برم

از یه زن شیر زن که مثالی نداره / خواهر یه امامه ترس تو دلش نداره

یه زنی که با حرفاش زلزله ای به پا کرد/ آدم بدا رو ترسوند تو دلشون غوغا کرد

خیلی چیزا تو اون شب برام گفتش مادرم / باعث شد که بگریم من هم مثل مادرم

حالا دیگه فهمیدم دلیل گریه هاشو/ دلیل این غم های فراوونه چشاشو



طبقه بندی: حرف های شبرنگی، 

تاریخ : چهارشنبه 1 آذر 1391 | 11:13 ق.ظ | نویسنده : shabrang | نظرات
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.