تبلیغات
شعر های عمو پورنگی - دیدار با معلم

ساعت 3 بعد از ظهر یکشنبه خوشحال از اینکه کلاسمون برگزار نشده بود از دانشگاه خارج شدم و بدو بدو راهی خونه شدم که برنامه ی یکشنبه عمو رو از دست ندم بعد از پشت سر گذاشتن یک خط اتوبوس باید سوار اتوبوس های تند رو میشدم به زور خودم رو توی اولین اتوبوسی که رسید جا کردم چند ایستگاهی گذشت که یک دفعه یک خانومی رو دیدم که مثل خودم چادری بود من هیچ وقت چهره ها رو از خاطر نمیبرم اما اسم ها خیلی زود فراموشم میشن اما کسی که دیدم از اون افرادی نبود که بتونم فراموشش کنم وقتی وارد اتوبوس شد از بین جمعیت به زور خودم رو بهش رسوندم جایی پیدا نکردم که بتونم دستم رو بگیرم آروم به شونه ی این بانوی مهربان ضربه ای زدم گفتم سلام شما خانم باغبان نیستین گفتم چرا شما معلم کلاس چهارم من بودین باورتون نمیشه بعد از نه سال توانسته بودم معلمم رو ببینم خیلی خوشحال بودم و هنوز وقتی باهاش حرف میزدم قلبم به تپش میافتاد ازم پرسید الآن کلاس چندمی وقتی گفتم دوساله دانشجو هستم باورش نمیشد گفت اصلا بهت نمیخوره من فکر کردم دبیرستانی هستی گفتم بازم جای شکرش باقیه نگفتین راهنمایی هستم اینو که شنید گفت ؛منم گفتم دبیرستان که بهت بر نخوره وگرنه همون راهنمایی خیلی بیشتر بهت میخوره.دیدارم با خانوم معلم کوتاه بود توی این دیدار کوتاه متوجه شدم کوچولوی خانوم معلم که وقتی من کلاس پنجم بودم به دنیا اومده بود حالا میره کلاس سوم و خانم باغبان به قول خودشون امسال ترفیع گرفتن و شدن معلم کلاس ششمیا خلاصه این بود خاطره ای شیرین که هفته پیش اتفاق افتاد عمو باید منو ببخشین چون تا اوایل بهمن ماه نمیتونم روزای شنبه و یکشنبه سر کلاس درستون حاضر بشم آخه کلاس شما با کلاس دانشگام تداخل داره مامانم اینا هم کهع به قول خودشون میخوان منو ترک بدن آخه میگن معتاد برنامتون شدم برنامه رو برام ضبط نمیکنن تا ترکم بدن پس فعلا باید قید اینکه بتونم روزای شنبه و یکشنبه برنامتون رو ببینم بزنم .

پ.ن: عمو امروز پست جدیدتون رو خوندم عمو من چون فکرکردم این دیدگاه داره روح شما رو آزار میده گفتم دیدگاهتون رو عوض کنین اما اگر پیامکایی که به برنامتون زدم یا مطالبی که اینجا نوشتم خوندین و این مطلب رو نوشتین از زدن اون حرفا پشیمون شدم چون الآن میبینم روحتون داره بیشتر آزار میبینه راستی ببخشین که یه کمی فعالیت مجازیم کم شده آخه کلاس دانشگام نمیذاره خداحافظ عموی خوبم.   



تاریخ : یکشنبه 2 مهر 1391 | 09:12 ق.ظ | نویسنده : shabrang | نظرات
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.